الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
252
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
را خواند و بندهء تو بود ، من نيز تو را مىخوانم و بندهء توام ، و نيز از تو درخواست كرد در حالى كه بندهء تو بود ، من نيز از تو درخواست مىكنم در حالى كه بندهء توام ، كه بر محمد و آل محمد درود فرستى ، و دعايم را مستجاب كنى همان گونه كه دعاى او را مستجاب فرمودى ] . و ادعوك بما دعاك به عبدك ايّوب اذ مسّه الضّرّ ، فدعاك أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ، فاستجبت له و كشفت ما به من ضرّ ، و آتيته أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ فانّه دعاك و هو عبدك ، و انا ادعوك و انا عبدك ، و سألك و هو عبدك ، و انا اسألك و انا عبدك ، ان تصلّى على محمّد و آل محمّد ، و ان تفرّج عنّى كما فرّجت عنه ، و ان تستجيب لى كما استجبت له . [ و تو را مىخوانم به همان چيزى كه بندهات ايوب تو را خواند آنگاه كه گرفتارى و پريشانحالى به دو رسيد پس تو را خواند كه : براستى مشكلات و گرفتارى به من رسيده و تو مهربانترين مهربانانى ، پس دعاى او را مستجاب و گرفتاريش را بر طرف ساختى ، و اهل و خانوادهاش را دو برابر به وى باز گردانيدى ؛ و همانطور كه او تو را خواند و بندهء تو بود ، من نيز تو را مىخوانم و بندهء توام ، و از تو درخواست كرد در حالى كه بندهء تو بود ، من نيز از تو درخواست كنم در حالى كه بندهء توام ، كه بر محمد و آل محمد درود فرستى ، و گره از كارم بگشايى چنان كه از كار او گشودى ، و دعايم را مستجاب كنى همانطور كه دعاى او را مستجاب فرمودى ] . و ادعوك بما دعاك به يوسف ، اذ فرّقت بينه و بين اهله ، و اذ هو في السّجن ، فإنّه دعاك و هو عبدك ، و انا ادعوك و انا عبدك ، و سألك و هو عبدك ، و انا اسألك و انا عبدك ، ان تصلّى على محمّد و آل محمّد ، و ان تفرّج عنّى كما فرّجت عنه ، و ان تستجيب لى كما استجبت له ، فصلّ على محمّد و آل محمّد ، و افعل بى كذا و كذا .